پرستار محمد سبحان
خاله فاطمه تا حالا هر روز می آمد سرکارم و با محمد سبحان بود . از امروز خانم داوطلب که با مامان جونم در دوره قرآن آشنا شده بودن ، می آیند شرکت و محمد سبحان را نگه می دارن . مامانم از خودم بیشتر درگیر پیدا کردن پرستار بودن و از آخر خانم داوطلب قبول کرد ، امیدوارم محمد سبحان باهشون بی قراری نکنه و بچه خوبی باشه .










